تبليغاتX
وداع

وداع

!!!

دارم دیوونه میشم به خدا حمیده شب و روز تو فکرتم شبا تو خواب میبینمت فکرت یه لحظه از تو سرم بیرون نمیره. ای خدا اخه مگه من چیکار کردم که این جور باید تو اتیش عشقش بسوزم  تو رو خدا بس کن به خدا دوستت دارم اینو دارم از ته دل میگم. همه اون حرفا دروغ بوده باور کن که دوستت دارمو تا ابد به عشقت وفا دار خواهم موند...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 20:37  توسط جلال  | 

ای خدا آخه من با چه زبونی بهش بگم دوسش دارم

چطوری بگم میخوامش ای کاش اونم دوسم داشت

انگاری خدا دیگه قید من یکیو زده دیگه بندشو دوست نداره هر چی صداش میکنم جوابمو نمیده.

خیلی دلم میخواد بهش بگم  دوسش دارم ولی نمیتونم نمیدونم چرا؟

نمیدونم چرا هر وقت چشمم تو چشمش می افته با عصبانیتو تنفر نگام میکنه؟!!

نمیدونم اصلا میادو اینا رو بخونه یا نه؟

به خدا عشق من عشق پاک بود ذره ای از روی هوا و هوس نبود گلم اینو باور کن.

اصلا من غلط بکنم بخوام یه همچین کاری رو بکنم.

ازت خواهش دارم اگه یه وقت گذرت این طرفا افتاد تو رو خدا تو رو جون هرکسی که دوست داری به کسی نگو

دوست ندارم بین خانوادهامون کدورتی پیش بیاد.

اینو هم میدونم که اصلا خانواده هامون بهم نمیخورن چیکار کنم که نمیتونم به خدا نمیتونم فراموشت کنم

اگه از من بدت میاد تو رو خدا روک و پوست کنده بهم بگو تا برم دنباله کارم .

دو هفته دیگه باید برم اگه یه وقت رفتمو دیگه بر نگشتم برای همیشه خداحافظ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 17:3  توسط جلال  | 

دیروز برای آخرین بار رفتیم خونشون شاید این بار آخرین باری بود که

چشمم تو چشش می افتاد.

جمعه همین هفته هم باید برم سربازی,

اومدم خداحافظی کنم

خب دیگه آدیمزاده نکنه رفتو دیگه برنگشت,

فقط میخواستم از همین جا  ازش حلالیت بطلبم اومدم بگم اشتباه از طرف من بود.

به خدا هیچ کدوم از این حرفا راست نبوده در موردم اینجوری قضاوت نکن گلم.

امیدوارم که منو بخشیده باشی.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 19:53  توسط جلال  |